ساراسارا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

وروجک مامان و بابا

خانوم شده دخترم

سارا خوشكله ديروز براي اولين بار ناخن هاشو توي بيداري كوتاه كرد تا قبل از اين مامان بايد توي خواب ناخن هاي خوشكلشو كوتاه ميكرد اما ديروز خودش دستشو داد به مامان و تا آخر بي حركت موند امروز هم به ميمون گفت ميمه به انار ميگه انا به عمو ميگه عم امروز خيلي گلم خواب آلود بود در ظرفشويي رو باز كرده بود  و فكر كنم چون خنك بود ده دقيقه اي روي در لالا كرده بود الهي قربونت برم عزيزم امروز عزیز مامان زمین خورد و پیشونیش قرمز کرد الهی بمیرم ...
23 شهريور 1390

دامنه لغات سارا جون

ایو(الو)     آب (آب خوردن)             / آبو(اشاره به حمام يا آب بازي) /به به(اشاره به غذا) /به به    (با تلفظ كشدار اشاره به چيز زيبا) / صداي هاپو( هاو هاو). پيشي (مينم مينم). قور     قوري(خوووووو). ببيي(ب  ب) شیر (هوووووو)   دد(اشاره به بيرون) ماما   بابا   بي ده(بده) ن ن(ني ني يا بچه ها) .تاوپ(توپ)  تاب تاب(0اشاره به تاب). له له(لا لا)هوم هوم(اشاره به ماشين يا سه چرخه).  پتو(پاشو) عيي(علي) عيي ييا(علي رضا)اه اه(خراب كاري)     سارا جون يه جمله هم ميگه: آب بيده ...
18 شهريور 1390

خوشا شیراز و وضع بی مثالش

سارا جون  روز سه شنبه 8 شهريور با ماماني و بابايي  رفتند شيراز آخه مادر جون سارا عمل قلب داشت عمل كه اون روز با موفقيت انجام شد و تا روز شنبه شيراز مونديم توي اين مدت باغ ارم رو با عمو علي ديديم كلي با ماهي هاي توي استخر باغ سنگي بازي كرديم و بهشون غذا داديم  شهر بازي رفتيم  لباس هاي خوشكل خرديم واسه سارا خوشكله و كلي ني ني ديديم . سارا جون با همه دوست ميشد هر كس گل مامان رو ميديد لپشو ميكشيد و باهاش دوست ميشد.عزيز مامان خيلي سختي كشيد دير ميخوابيد دير غذا ميخورد ولي كلي خوش گذروند  خدا رو شكر مادر جونم خوب شد و بيشتر خوشحال شديم               &nbs...
16 شهريور 1390

شيطوني هاي من

دوشنبه شب من و آبتين با ماماني ها براي اولين باررفتيم پياده روي  بعد هم اومديم خونه ما کلی بازی کردیم و سه شنبه شب مهمون عمو ابراهيم افطار دعوت بوديم تالارما دوتا حسابي  حال كرديم و تمام غذاها رو ريختيم زير ميز و حال همه رو گرفتيم و حسابي خوش گذرونديم ماماني مي گفت فكر كنم نذارن  امشب ما بريم خونه اخه ني ني ها اينجا را خيلي كثيف كردن ولي نمي دونم منظورش چي بود بعدشم ما مانيها رفتن استخر و منو آبتين كلي بازي كرديم مرسي عمو كه مارو به مهموني دعوت كردي و ميدون بازي واسه ما راه انداختي ...
2 شهريور 1390